
نام فایل : جنگ 65 ص
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 68
حجم : 542 کیلوبایت
جنگ عامل پيشرفت و عامل تكامل جامعه است .
از نظر اسپنسر جنگ بين جوامع براى مشخص شدن جامعه هايى كه كارآمدى بيشترى دارد طبيعى به شمار رود و متأثر از انديشه تنازع بقاء اين انديشمندان معتقدند كه در اثر جنگ هست كه جامعه سالم تر و قوى تر و شايسته تر روشن مى شود و باقى مى ماند.
جامعه به اين شكل تنازع بقاء صورت بگيرد جوامع قوى تر مى مانند و جنگ تمام مى شود ،
از اين نظر جنگ عامل پيشرفت است.
« كنت اسپنسر »
فصل اول
جنگ و انواع آن
مقدمه
تعريف جنگ
انواع جنگ
استراتژى
جامعه شناسى جنگ و نيروهاى نظامى
ايدئولوژى و انواع ايدئولوژى
مقدمه
جنگ در تعريف لغوى به لحاظ باورى جدال ، قتال ، نبرد ، زد و خورد ، كشتار جمعى ، يا هرگونه درگيرى خصمانه با قصد ساقط كردن يا از ميان خارج كردن حريف است .
جنگ انواع مختلف دارد . كه در اينجا مى توان به جنگ سرد و جنگ روانى اشاره كرد . اين پديده ( جنگ ) از جمله پديده هاى شومى است كه از سالهاى گذشته يعنى از زمان حضرت آدم كه بين فرزندان او ، هابيل و قابيل اتفاق افتاد تا زمان حال كه جنگ آمريكا و عراق اتفاق افتاده وجود داشته و هست .
حال ممكن است دلايل ايجاد جنگ متفاوت باشد . گاهى براى استفاده از نيروى انسانى كشورها و گاهى براى سود جستن از نيروى مال كشورها و حتى گاهى به خاطر جبران كمبودها و عقده ها ى روانى افراد ، جنگ مى تواند عاملى براى ارضا كردن افراد باشد. به طور مثال مانند انقلاب صنعتى كه جنگ هاى بعد از آن فقط براى استفاده از نيروهاى مالى و انسانى كشورهاى آمريكايى بوده كه استعمار نوين را ايجاد كرد .
انقلاب صنعتى در انگلستان و گسترش دامنه ى آن به اروپاى غربى آثار متفاوتى در ايالتهاى شمال و جنوب آمريكا بر جاى گذاشت . ايالت هاى جنوبى از نظر اقتصادى به انگلستان وابسته بودند . زيرا كه مهم ترين تهيه كنندگان پنبه خام براى كارخانه هاى پارچه بافى انگلستان محسوب مى شدند و مصنوعات ديگرى نداشتند و با اينكه بر اقتصاد تك محصولى ساير مايحتاج خود را از انگلستان خريدارى مى كردند ، اما ايالت هاى شمالى آمريكا تحت تأثير مستقيم انقلاب صنعتى قرار گرفتند و صنعت رشد چشمگيرى در اين ايالتها يافت بنابراين صاحبان كارخانجات در ايالت هاى شمالى طفدار تعرفه هاى سنگين گمركى براى محصولات وارداتى به ويژه كالاهاى انگليس بودند تا بتوانند توليدات خود را بهتر به فروش برسانند ، اما ايالت هاى جنوبى با اين تعرفه ها مخالفت مى كردند . ساختار كشاورزى جنوب به استفاده از بردگان وابسته بودند لذا در اين مناطق از برده دارى حمايت مى شد و يا بالقوه با لغو آن به شدت مخالفت مى كردند ، در مقابل ايالت هاى شمالى كه صنعتى بودند نياز چندانى به برده نداشتند .
از سوى ديگر صاحبان صنايع درصدد احداث خط آن بودند تا دستيابى به بازارهاى جديد را تسهيل كنند .
در سال 1860، آبراهام لينكلن از حزب جمهورى خواه با شعار ازدياد تعرفههاى گمركى ، احداث راه آهن سراسرى و لغو برده دارى نامزد مقام رياست جمهورى آمريكا شد . ايالات جنوبى كه منافع خود را در خطر مى ديدند از اتحاد سال 1820 ( 1998 ه.ش ) معرف «توافقنامه ميسورى » خارج شدند و جنگ 4 ساله ى شمال و جنوب با انگيزههاى فوقالذكر آغاز گرديد . حكومتهاى اروپايى به ويژه انگلستان در باطن از فروپاشى ايالات متحده آمريكا حمايت مى كردند و خواستار پيروزى جنوبى ها بودند اما اين موضع را رسماً اعلام نمى كردند ولى در عمل به جنوبى ها كمك مى رساندند . به هر حال جنگ با پيروزى ايالت هاى شمالى پايان يافت و زمينههاى پيدايش قدرتى بزرگ در عرصه سياست جهانى فراهم آمد .
...