
نام فایل : نقش فرهنگ سازماني در افزايش كارآئي كاركنان بانك كشاورزي 44 ص
فرمت : .DOC
تعداد صفحه/اسلاید : 37
حجم : 139 کیلوبایت
نقش فرهنگ سازماني در افزايش كارآئي كاركنان بانك كشاورزي
حبيب اله محمدي
1-مقدمه
پيچيدگي سازمان هاي امروزي، تشريح آنان را تا حدودي دشوارنموده است. تكنولوژي و
پيشرفت هاي بشري به گونه اي سرعت گرفته است كه انسان كمترشباهتي با گذشته مي تواند پيداكند. افزايش تلاطم هاي محيطي، فضاي تغييرو تحول، دگرگوني و عدم اطمينان رافراهم آورده است و ما را به توانايي هاي جديد و طرحي نو درافكندن، مي خواند.
معيارهاي پيشرفت و توسعه يافتگي به شدت دگرگون شده وهم اكنون درصحنه هاي جهاني، جنگ برسربرتري هاي اقتصادي درقرن 21 آغاز شده است. ابزارهاي نظامي و قهر آميز جاي خويش را به موجي ازلشگرهاي اغواگر سپرده كه هرلحظه ازطريق روان كردن سيل تصاوير، گفتارها و واژه ها برپيكره فرهنگ ها، ارزش ها و سنت هاي ديرپاي جوامع تاخته و بشر امروز را درمقابله با بحران هويت و ناهنجاريهاي قرن خود، درمانده و نا اميد ساخته است. مديريت با تمام قدرت پابه عرصه حيات گذارده و براي پاسخ به چالش هاي محيطي و غيرمحيطي به جستجوي شيوه هاي نو و جديد پرداخته است.
يكي از تحولات عمده و اساسيكه درمديريت شكل گرفته است، “تحول درنگرش به سازمان است ”. بدين گونه كه به سازمان ها به عنوان “ فرهنگ ها ” نگريسته مي شود. پديده جديدي كه يكي از مهارتهاي اصلي مديريت و رفتارسازماني را شكل داده است. باورها براين است كه انسانهايي كه دريك چارچوب نظام اجتماعي بزرگ و يا كوچك زندگي مي كنند، داراي مجموعه اي از باورها، اعتقادات، ارزش ها و سنت ها هستند كه درمجموع، فرهنگ آن نظام را شكل مي دهد. ضعف يا قوت فرهنگ هرنظام اجتماعي بستگي به ميزان ژرفا و همبستگي با پديده هاي مزبور دارد. بي شك و ترديد مي توان اظهارداشت كه هرقدرفرهنگ سازماني داراي نيرومندي بيشتري باشد، آن سازمان از ثبات اقتصادي و اجتماعي آن سازمان و نيز از ژرفاي بيشتري برخوردار خواهد بود.
سمت دادن سازمان ها درجهت اهداف اساسي و استراتژيك، چنانچه با باورها و فرهنگ سازماني كاركنان همسو نباشد، كاري بس دشوار است و درنهايت روند اجرائي با موانع عمده مواجه خواهد شد.
مطالب فوق ياد آوري مي نمايد كه بوجود آوردن ارزش هاي مشترك، باورهاي عميق ومحكم، همسو كردن باورهاي اساسي و دريك كلام فرهنگ سازماني مورد قبول، نرم افزاري است
تعيين كننده براي كاهش كاستي هاي موجود درسطح سازمان و اجتماع و حركتي است مطمئن ولي كند براي كاهش مشكلات درواحد هاي خدماتي و توليدي. براساس همين استدلال اعتقاد براين است كه فرهنگ غني سازماني همانند يك نيروي قوي و انرژي زا سازمان را بوسيله نيروي انساني مارآ بپيش برده و احساس ادراك يكسان به اهداف مشترك بخشيده، انگيزه قوي درافراد ايجاد كرده و حس فداكاري، تعهد وفاداري و شايسته پروري را درسازمان بوجود مي آورد.
به عقيده ما، سازمان ها مانند افراد انساني، داراي شخصيت هستند. همانطور كه دريك نظام اجتماعي كوچك يا بزرگ، يكسري باورها، سنت ها، ارزش ها و هنجارهاي مشترك وجود دارد كه درمجموع فرهنگ آن نظام را تشكيل مي دهند، سازمان ها نيز به عنوان يك نظام اجتماعي، برحسب اهداف و مقاصد شان، خط و مشي هايشان، پيشينگي پيدايششان، ساختار سازماني و رويه هاي اجرائي شان، داراي فرهنگ خاص خودشان هستند. همسوئي هدف ها و مجموعه وظايف سازمان و جلب تمايل قبلي و برانگيختن انگيزه هاي دروني افراد درجهت اجراء اهداف تدوين شده، مديريت فرهنگ سازماني را شكل مي دهد. بنابراين عقيده براين است كه فرهنگ سازماني، رفتارهاي موجود و عقايد مشترك رانهادينه كرده و زبان مشترك ايجاد مي نمايد. با توجه به مطالب اشاره شده سوالات (فرضيه ها ) زير:
1-آيا بين فرهنگ سازماني و كارائي كاركنان بانك كشاورزي رابطه معني داري وجود دارد؟
2-آيا احياي حس مسئوليت پذيري نسبت به شغل موجب افزايش انگيزش كاركنان بانك خواهد شد؟
3-آيا ترويج تفكرمشاركتي بين كاركنان موجب افزايش انگيزش كاركنان بانك خواهد شد؟
4-آيا ايجاد روحيه ابتكارو خلاقيت دركاركنان موجبات توانمندي آنان را فراهم مي سازد؟
5-آيا ترويج خود كنترلي دربين كاركنان باعث افزايش رضايت شغلي آنان مي شود؟
6-آيا ايجاد سيستم تشويق (پاداش ) دربين كاركنان، افزايش رضايت شغلي آنها را به دنبال خواهد داشت؟
مطرح مي شود و هدف عمده بررسي حاضرضمن پاسخگويي به سوالات فوق، مطالعه جو و فضاي اداري حاكم بربانك كشاورزي بوده و وضعيت موجود بانك ازلحاظ فرهنگي و نگرش حاكم برسيستم اداري را مورد بررسي قرارمي دهد.هدف ديگري كه دنبال مي شود اين است كه به مديران درشناخت فرهنگ سازماني خويش مساعدت شود تا بتوانند سياست هاي اجرائي متناسب را در جهت پيشرفت امور و افزايش كارايي اتخاذ نمايند.
2-ادبيات تحقيق
2-1-فرهنگ سازماني
فرهنگ بطور عام ازديدگاههاي گوناگون تعريف شده است. يكي از محققين و جامعه شناسان فرهنگ را عبارت از“كليه كوشش هاي اعضاء يك جامعه براي انطباق آنان با هنجارهاي محيطي تعريف مي كند”.
صاحبنظرديگري ازديدگاه مردم شناسي فرهنگ را “مجموعه أي از عادات و توانائي هاي بشر مي داند.“ انديشمند ديگري به نام ادوارد تيلور مردم شناس انگليسي فرهنگ را “مجموعه اي ازآداب و رسوم، معتقدات، استعدادها، هنر،اخلاق، مذهب و قوانين تعريف كرده است ”
بايد بيان نمود كه تعاريف فرهنگ به 200 الي 300 و حتي بيشترهم مي رسد، صرفنظرازكليه اين تعاريف و طبقه بندي هاي صورت گرفته، صفات و ويژگي هايي درفرهنگ وجود دارد كه جنبه عام داشته و دركليه فرهنگ ها مشترك است كه مي توان عمده ترين آنها را بشرح زيربيان نمود :
1-فرهنگ قابل انتقال است.
...