دیدگاه امیل دورکیم درباره انحرافات 11 ص  

محل لوگو

دیدگاه امیل دورکیم درباره انحرافات 11 ص


دیدگاه امیل دورکیم درباره انحرافات 11 ص

نام فایل : دیدگاه امیل دورکیم درباره انحرافات 11 ص

فرمت : .doc

تعداد صفحه/اسلاید : 9

حجم : 46 کیلوبایت


بسمه تعالی
دیدگاه امیل دورکیم درباره انحرافات
استاد گرامی :
جناب آقای دکتر عضدانلو
تهیه و تدوین :
عنایت اسلامی اندارگلی
دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهشگری دانشگاه آزاد رودهن
درس نظریه های جامعه شناسی و کاربرد آن در پژوهش یک
بهار 1387
مقدمه
آیین کلی دورکیم تاکیدش بر این است که بررسی جامعه باید موضوعش را جدا از موضوعهای دیگر در نظر گیرد و پدیده های اجتماعی را به عنوان موضوع خاص خود برگزیند .
دور کیم با طرد تفسیرهای زیست شناختی و روان شناختی ، توجه اش را به عوامل اجتماعی – ساختاری تعیین کننده مسائل اجتماعی انسان معطوف ساخته بود .
دورکیم تبیین های غیر جامعه شناختی رفتار اجتماعی را مورد انتقاد صریح قرار داده بود . وی معتقد بود پدیده های اجتماعی ، « واقعیت های اجتماعی » هستند و همین واقعیت های اجتماعی نیز موضوع جامعه شناسی را تشکیل می دهند . بنظر او ، این واقعیت ها ویژگی ها و عوامل اجتماعی تعیین کننده ای دارند که با مفاهیم زیست شناختی و روان شناختی قابل تبیین نیستند .
واقعیت های اجتماعی نسبت به هر فرد زنده جنبه ای خارجی دارند . این واقعیت ها با گذشت زمان پایدار می مانند ، حال آنکه افراد خاص می میرند و جایشان را به دیگران می دهند . وانگهی ، واقعیت های اجتماعی نه تنها بیرون از فرد قرار دارند ، بلکه « از چنان قدرت وادارنده ای برخوردارند که بر فرد و اراده فردی تحمیل می گردند » . هر گاه تقاضاهای اجتماعی برآورده نشوند ، الزام ها چه بصورت قانون و چه به شکل رسوم وارد عمل می شوند .
این الزامهای قانونی و سنتی بر افراد تحمیل می شوند و آرزوها و تمایلات آنها را جهت می دهند . پس ، یک واقعیت اجتماعی ر ا می توان این چنین تعریف کرد : « هر شیوه عمل ثابت یا نا ثابتی که بتواند بر فرد یک نوع الزام خارجی را تحمیل کند » .
( کوزر – 9- 1968 )
دیدگاه امیل دورکیم درباره انحرافات
یکی از رهیافت کارکردی دور کیم ، بحث او درباره بزهکاری است . او در بحث از انحرافات و بزهکاری ، از روش متعارف کاملا دوری می گزیند . بر خلاف بیشتر جرم شناسان که جرم را یک پدیده آسیب شناختی تلقی می کردند و به دنبال علت های روانشناختی آن در ذهن بزهکار بودند ، دورکیم رخداد جرم را یک پدیده بهنجار می دانست وحتی برای پیامدهای آن ، کارکردهای مثبت اجتماعی نیز قایل شده بود .
جرم برای آن بهنجار است که هیچ جامعه ای نیست که بتواند سازگاری تام با دستورهای اجتماعی را بر همه اعضایش تحمیل کند واگر هم بتواند چنین کاری را انجام دهد ، چنان سرکوبگر می شود که برای همکاری های اجتماعی افرادش هیچگونه آزادی باقی نمی گذارد .
برای آنکه جامعه انعطاف پذیر بماند و درهایش به روی دگرگونی و تطبیق های تازه باز باشد ، انحراف از هنجارهای جامعه ضرورت دارد . « هر جا جرم وجود داشته باشد ، احساسات جمعی به آن اندازه انعطاف پذیری دارند که صورت تازه ای به خود گیرند و جرم گهگاه به تعیین صورتی که این احساسات در آینده به خود خواهند گرفت ، کمک می کند . یک جرم اگر بارها در جامع رخ دهد ، در واقع نشان دهنده صورت اخلاقی آینده است واز پیش تعیین می کند که اخلاق در آینده چه صورتی را به خود خواهد گرفت . » ( کوزر 9- 1968 )
دورکیم در کارکردهای غیر مستقیم جرم چنین استدلال می کرد که یک عمل بزهکارانه از طریق برانگیختن احساسات جمعی علیه دست درازی به هنجارهای جامعه ، منهیات اجتماعی را مشخص می سازد . از این رو ، جرم به گونه ای پیش بینی نشده ، توافق هنجار بخش در مورد مصلحت عامه را تقویت می کند . « جرم وجدان های درستکار را گرد هم می آورد و به آنها تمرکز می بخشد . »
( کورز – 9-1968 )
دورکیم چه در بررسی پدیده های ، مذهبی یا اعمال بزهکارانه و چه در روشن ساختن تاثیر اجتماعی تقسیم کار یا دگر گونی های ساختار اقتدار خانواده ، همیشه خود را به سان یک تحلیل گر توانای کارکردی نشان می دهد . او به پیدا کردن رد خاستگاه های تاریخی پدیده های مورد بررسی اکتفاء نمی کند ، بلکه گذشته از جستجوی علت های موثر پدیده ها ، به بررسی پیامدهای پدیده ها برای ساختارهایی که این پدیده ها به صورت های گوناگون در آنها جاگرفته اند ، نیز توجه دارند .
بنابراین ، خطوط اصلی دیدگاه دورکیم را در خصوص انحرافات می توان بدین صورت بیان کرد :
الف ) چون بزهکاری یک پدیده عادی است ، بنابراین از علل استثنائی و اتفاقی ناشی نمی شود .
...

  انتشار : ۲۳ تیر ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 187
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما