ايده پديده شناسي يا بررسي اجمالي امهات هاي پديده شناسي 24 ص  

محل لوگو

ايده پديده شناسي يا بررسي اجمالي امهات هاي پديده شناسي 24 ص


ايده پديده شناسي يا بررسي اجمالي امهات هاي پديده شناسي 24 ص

نام فایل : ايده پديده شناسي يا بررسي اجمالي امهات هاي پديده شناسي 24 ص

فرمت : .doc

تعداد صفحه/اسلاید : 33

حجم : 80 کیلوبایت



ايده پديده شناسي يا بررسي اجمالي امهات هاي پديده شناسي:
همبستگي ميان سخنراني هاي گوتينگن (ايده پديده شناسي و ديگر آثار هوسرل)
هر چند كه بسياري از مطالب اساسي پديدارشناسي بطور مفصل در بخش دوم آمده است،‌در اينجا بيشتر به سخنراني هايي كه در سال 1907 در گوتينگن انجام شد تاكيد مي شود زيرا اين سخنراني ها كه بعدا تحت عنوان كتاب ايده پديده شناسي به چاپ رسيد

-اين كتاب به انگليسي ترجمه شده وسپس توسط آقاي عبدالكريم رشيديان به فارسي برگرد نداده شده است اين كتاب با ايده ها ...
II,I
در تنظيم اين فصل بيشتر مورد توجه بودند.
رشته افكاري را بدست مي‌دهد كه در تمام آثار بعدي او بسط وتوسعه وگسترش يافتند. هرچند كه نوع آوري هاي او را نمي توان ناديده گرفت اما آنها هيچكدام به معني نقض آشكار يا ضمني اين سخنراني نمي باشد بلكه در گسترش و تعميق آنها است.موهانتي
در كتاب توسعه انديشه هوسرل

-j.N.Mohanty ,the Development of Husserls Thoyht ,pp.63.64

برخلاف اينگاردن
تاكيد بر وحدت انديشه هاي هوسرل در دوره گوتينگن و دورهاي بعدي آن دارد. به عقيد اوگر چه در دوره فرايبورگ مضامين جديدي در انديشه هاي هوسرل ظهور مي‌كند اما با نوآوري راديكالي كه انديشه هاي قبلي اورا نفي كند روبرو نيستيم بلكه ريشه هاي همه آنها به دورهاي گذشته بر مي گردد.حتي ايده زيست-جهان كشفي بسيار تازه نبود زيرا و در نوشته هاي اوليه او درباره مكان وهندسه اشاره به اين دارد كه حقيقت علمي نتيجه و سير مثالي شدن حقيقت ماقبل علمي است. همچنين ارجاع به تاريخ را در سمينار سال 1898 مورد اشاره قرار ميدهد و همينطور اتكاء تجربه هاي منطقي به تجربه هاي ما قبل منطقي به سالهاي 1891 بر مي گردد. به عقيده او اين مضامين در دورهايي به پشت صحنه رفته و در دورهاي ديگر ظاهر شده اند: هربرت اشپينگلر
-Herbert spiegelberg,The phonomenologyical movement ,the Hagu , Nijhoff,1976

اينچنين اظهار نظر مي‌كند هر چند كه هوسرل در صدد ايجاد فلسفه اي سيستماتيك به سياق قبل ازخويشتن نكوشيد امادرجهت فلسفه اي كه در حل مسائل بنيادي و بنياد سازي است كوشش كرد بطوريكه فلسفه آن او را مي توان جستجوي معكوس براي دست يافتن به شالودهاي استوار دانست.
بهرصورت اين سخنراني نشان داد كه او گام جديدي نسبت به آنچه را كه در كتاب پژوهشهاي منطقي دنبال كرده بود آغاز كرده است. نو وجديد نه تنها از اين نظر كه اونقد شناخت را بطور جدي احساس كرده بود بلكه از اين نظر كه به نقد شناخت از زاويه كاملا نو وجديدي،نسبت انديشه هاي فلسفي و گذشته، مي پرداخت. او براي اولين بار عمل فكر كردن وپديده وشناخت را يكي گرفت وسعي كرد با بررسي مستقيم ومشاهده خود پديده جهات بسيار گوناگون وفراگير عمل فكر كردن را توصيف كند.
بطور خلاصه برخي از نكاتي را كه قبلا تحت عنوان ريشه هاي اصالت روان شناسي آمد مجددا از سر مي گذارنيم.
متعال و حال از ديدگاه روان شناسي و پديدارشناسي
گفته شد دكارت ذهن را حوزه اي خودبسته بشمار آورد. از اينرو همه رويدادهاي رواني كه در آن جريان دارند در فضاي بسته آن محدود مي گردند. لذا يكي از مشكلات اساسي دكارت اين بود كه چگونه ذهن مي تواند معرفت صحيحي از جهان خارج داشته باشد. بهر صورت جان لاك نه تنها نتوانست در حل اين مشكل گامي بردارد بلكه با تحليل هاي امپريستي سبب شد كه براكلي با صراحت اعلام نمايد امكان ندارد.يك محتواي ذهني را با چيزي كه خودش بنا به فرض هرگز داده نشده است مطابقت كنيم. بعد از او هيوم سعي كرد با تداوم مسيري كه براكلي بنياد گذاشته بود همه اشكال معرفت را به شكل امپريستي توضيح دهد. هيوم تمام اشكال معرفت را براساس روابط ايده ها و جريانهاي رواني در داخل ذهن توضيح داد.به اضافه طرفداران روان شناسي توصيفي گرچه منتقد انديشه هاي هيوم بودند اما آنها جهان خارج از ذهن را موضوعي غيريقيني، مبهم مشكوك بحساب آوردند. هوسرل در تداوم انديشه هاي روان شناسي تجربه گرا وتوصيفي اصل بازنمايي ايدها از چيزهاي فراذهني را مردود به حساب مي آورد.
لذا پديده در اولين گام به مثابه عمل فكر بايد بازنمايي هيچ چيز فراذهني بحساب نيايد. بايد به صورت امري با خود-دادگي و بداهت محض قابل مشاهده باشد.
زيرا دكارت از طريق شك دستوري با تأمل ساده درباره آن بدون هيچ ترديدي وجود آن را ثابت كرد. وروشن كرد تنها ازطريق صيد وتصاحب« مشاهده اي» ومستقيم عمل فكر ، بصورت امر يقيني بر من ظاهر مي شود و خودافكار بصورت دادهاي مطلقي مشاهده مي شوند. در اينجا بنظر مي آيد كه راه صعب العبوري در جلو ما گسترده مي شود وآن اين است آيا بداهت و خود-دادگي عمل فكر ما را از اين مصون ميدارد كه آنرا عملي روان شناسانه يا به عبارت ديگر آنرا عملي دركل حوزه طبيعت بحساب نياوريم؟
اين نكته اي است كه حتي توسط دكارت ويا امپريست ها وطرفداران روان شناسي توصيفي مورد ملاحظه قرار نگرفت بلكه براي آنها اين مسئله بصورت يقيني پنداشته مي شد.. همانطور كه گفته شد هوسرل در ابتداد دركتاب پژوهشهاي منطقي در جريان استوارسازي منطق محض روشن نمود كه ميان قوانين منطق محض وقوانين طبيعت تفاوت اساسي وجود دارد.اما اوبراي روشن نمودن توالي فاسد روان شناسي و نشان دادن عمل فكر به مثابه جرياني غيرروان شناسي در محدوده استدلال هاي آمده در كتاب پژوهشها متوقف نماند بلكه تا استقرار تثبيت ذهنيت استعلايي پيش مي رود زيرا موفقيت پديدارشناسي در گروه نفي وطرد عمل فكر به مثابه عملي روان شناسي ميباشد.پس در مجموع براي مطالعه و پژوهش در خصوص هر پديده اي يا عمل فكر لازم ميآيد
...

  انتشار : ۲۳ تیر ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 177
http://kia-ir.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما