
نام فایل : هنر اسلامي 30ص
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 26
حجم : 13299 کیلوبایت
هنر اسلامي
پيشگفتار
79 – در جزيره العرب يا شبيه جزيره عربستان از هزاره هاي هفتم و ششم ق م آثار پارينه – سنگي و ميانسنگي گوناگون به دست آمده است . با آنکه اقليم سخت و خاک خشک آن سرزمين قاره مانند امکانات کاوشگري را تا کنون محدودوگاهي متوقف داشته ليکن باز در نواحي دورافتاده از هم خاک عربستان کاوشهاي باستاني مهم به عمل آمده است که مراکز عمده آن عبارتند از : بخش شرقي در ناحيه شبه جزيره قطر بخش مرکزي در ناحيه خشک و شنزار ربع الخالي و واديهاي شمال آن تا خطه نجد بخش جنوبي شبه جزيره از ظفار رو به شرق ناحيه عدن و يمن در جنوب عربي و بخش شمال غربي از تيماء( در شمال مکه ) تا اردن و خليج عقبه آثار عمده اي که از مراکز ياد شده به دست آمده مشتمل است بر : گوه (چوب شکن ) و مته اي از سنگ يشم در شمال يمن ابزارهاي سنگ چخماقي در نجد تبر دستي از سنگ يشم در بخش شرقي و نيز آثار ديگري در همان ناحيه قطر و بخصوص در جزيره بحرين که نمايانگر برقراري روابط ميان ساکنان آن نواحي با مردم هندوستان در عصر نوسنگي است و باز تبردستي از کناره جنوبي شبه جزيره ظفار و همچنين کنده کاريهاي صخره اي متعلق به دوران نوسنگي در اردن و عمان از جانوراني چون گاو گربه وحشي مارمولک شتر مگس و بيش از همه بزکوهي به گواهي مدارک موجود از حدود 3000 ق م مردميساميزبان در سراسر جزيره العرب تا ناحيه جنوبي اردن امروزين ميزيسته اند در هزاره دوم ق م دو تحول عمده در آن سرزمين به حصول پيوست که يکي اهلي شدن شتر بود و ديگري پيدايي خط الفباي عربي که تا به امروز برقرار مانده است .
چنانکه معلوم است در هزاره دوم ق م اعراب شتر را براي حمل کندر و مواد معطر از جاده بخور تا سواحل مديترانه و بخصوص کشور مصر که مصرانه طالب کندر يمن و جنوب عربستان بود به کار ميگرفته و گوشت و شير و پشم آن را نيز مصرف ميکرده اند .
قديميترين متن تاريخي که در آن از قوم عرب ياد شده کتيبه اي است آشوري که از زمان شلمنصر سوم (859تا824ق م) برجامانده است در تلمود که مجموعه مدون شريعت شفاهي بني اسرائيل و نيز در تورات که نام پنج کتاب اول شريعت حضرت موسي است ذکر جزيره العرب و قوم عرب به ميان آمده است .
دولتهاي عمده اي که از دوران باستان در عربستان تشکيل يافته اند به دو دسته شمالي چون تدمر نبطيان و عسانيان و جنوبي مانند معين قتبان سبا و حضرموت تقسيم شده اند به موجب کتيبه هاي مکشوف و پژوهشهاي دانشمندان در صد ساله اخير يکي از قديميترين دولتهاي جنوبي معين بوده که از حدود 1300 تا600 ق م دوام و شهرت ميداشته است و ديگر دولت قتبان و اين هر دو به دست دولت سبا منقرض شدند باز بر طبق کتيبه هاي بسيار و عموماً بدون سنه معين که درباره دولت سبا به دست آمده است دولت سبا نام خود را از لقب يعرب ابن قحطان ميگرفته که نياي بزرگ بسياري از شيوخ قبايل جنوبي بوده ، و شهر سبا و سد مارب را برپا ساخته است در قرن دهم ق م اين دولت با فرمانروايي ملکه سبا به اوج قدرت و توانگري رسيد .
مهمترين دولتهاي تشکيل يافته در شمال جزيره العرب که تا سرزمين سوريه گسترش يافته بود تدمر يا پالمير بود که نامش در لوحه اي اکدي متعلق به سده نوزدهم ق م آمده است و ديگر دولت نبطيان که از سده هفتم ق م قدرت و اعتبار يافت و سرزميني بزرگ از بخش جنوبي فلسطين تا کناره بحر احمر را به زير فرمان خود در آورد .
تاريخ قوم عرب از ميانه سده نهم ق م مضبوط و مشخص ميشود و پيش از آن بسياري مطالب در مرحله ترديد و ابهام باقي ميماند از دولتهاي پيش از اسلام عربستان نيز ذکري از ملوک لخميبه ميان ميآوريم که قلمروشان بخشي از شمال شرقي شبه جزيره و دوام دولتشان از اواخر سده سوم ق م تا اواخر سده ششم ميلادي بود پادشاهان آخري اين سلسله تابع ساسانيان بودند و دولت ساساني به ياري آنان از گزند غارتگريها طوايف باديه نشين عرب مصون ميمانده است .
شک نيست که در عربستان ميان قبايل بيابانگرد و مردم شهر نشين تفاوت فاحش وجود ميداشته است و طبعاً بدويان چادر نشين عرب نميتوانسته اند صاحب هنر يا فرهنگي قابل ذکر بوده باشند ليکن در شرايط شهر نشيني پيشرفته اي که بخصوص در دولتهاي بخش جنوب غربي شبه جزيره به وجود آمد تمدني قوميو شايان توجه پا گرفت که از جهات بسيار قابل مقايسه با تمدنهاي مصر و بابل و يونان و ايران بود و در طول زمان نيز تاثيراتي از هر يک آنان پذيرفت ناگفته نگذاريم که علاوه بر بيانگردان و شهر نشينان طوايفي از اعراب نيز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها يا کنار چشمه هاي آب دايميسکونت ميداشتند و به مراحل پيشرفته تري از کشاورزي و دامداري و رفاه اجتماعي دست يافتند ساکنان عربستان به طور عموم گرچه تشکيل نژاد يا ملتي واحد نميدادند ليکن همگي به زبان عربي با گويشهاي متفاوت سخن ميگفتند مورخان اسلاميبه پيروي از علماي انساب عرب تماميقبايل عرب را به دو دسته بزرگ يعني جنوبي يا قبايل قحطان يمني و شمالي يا قبايل عدنان تقسيم کرده اند .
در ميان ساکنان شبه جزيره عربستان پرستش ارواح غير آدميچون ملايکه و جن و غول و همچنين پرستش اجرام آسماني واجداد خانوادگي و اصنام معمول بود بسياري از قبايل جانوري چون سگ خرس سوسمار سنگ پشت گاو و مانند آن را بت خاص خود قرار ميدادند و نام آن جانور را برقبيله يا سران قبيله خود مينهادند ايشان صنمهاي خويش را از چوب و طلا و نقه و يا از سنگ ميساختند گرچه به گفته برخي مورخان اسلاميقوم عرب در سايه رهبري حضرت ابراهيم يکتاپرست شده بودند ليکن مسلم است که پس از چندي دوباره به شرک گراييده بودند علماي اديان معتقدند که عرب جاهلي به هنگام پرستش اجداد خود مراسميپر تفصيل برپا ميداشته و در سوگ مردگان موي سر را ميتراشيده و بدن را مجروح ميکرده و بر بالاي گور متوفا بنايي ميساخته است همچنين در ميان عموم اقوام عرب سامينژاد نسب هر شخص اصلي عمده شمرده ميشد و رعايت تکاليف خويشاوندي يا همخوني اهميت به سزا ميداشت .
شک نيست که در عربستان ميان قبايل بيابانگرد و مردم شهر نشين تفاوت فاحش وجود ميداشته است و طبعاً بدويان چادر نشين عرب نميتوانسته اند صاحب هنر يا فرهنگي قابل ذکر بوده باشند ليکن در شرايط شهر نشيني پيشرفته اي که بخصوص در دولتهاي بخش جنوب غربي شبه جزيره به وجود آمد تمدني قوميو شايان توجه پا گرفت که از جهات بسيار قابل مقايسه با تمدنهاي مصر و بابل و يونان و ايران بود و در طول زمان نيز تاثيراتي از هر يک آنان پذيرفت ناگفته نگذاريم که علاوه بر بيانگردان و شهر نشينان طوايفي از اعراب نيز در سراسر خاک عربستان پراکنده بودند که در واحه ها يا کنار چشمه هاي آب دايميسکونت ميداشتند و به مراحل پيشرفته تري از کشاورزي و دامداري و رفاه اجتماعي دست يافتند ساکنان عربستان به طور عموم گرچه تشکيل نژاد يا ملتي واحد نميدادند ليکن همگي به زبان عربي با گويشهاي متفاوت سخن ميگفتند مورخان اسلاميبه پيروي از علماي انساب عرب تماميقبايل عرب را به دو دسته بزرگ يعني جنوبي يا قبايل قحطان يمني و شمالي يا قبايل عدنان تقسيم کرده اند .
در ميان ساکنان شبه جزيره عربستان پرستش ارواح غير آدميچون ملايکه و جن و غول و همچنين پرستش اجرام آسماني واجداد خانوادگي و اصنام معمول بود بسياري از قبايل جانوري چون سگ خرس سوسمار سنگ پشت گاو و مانند آن را بت خاص خود قرار ميدادند و نام آن جانور را برقبيله يا سران قبيله خود مينهادند ايشان صنمهاي خويش را از چوب و طلا و نقه و يا از سنگ ميساختند گرچه به گفته برخي مورخان اسلاميقوم عرب در سايه رهبري حضرت ابراهيم يکتاپرست شده بودند ليکن مسلم است که پس از چندي دوباره به شرک گراييده بودند علماي اديان معتقدند که عرب جاهلي به هنگام پرستش اجداد خود مراسميپر تفصيل برپا ميداشته و در سوگ مردگان موي سر را ميتراشيده و بدن را مجروح ميکرده و بر بالاي گور متوفا بنايي ميساخته است همچنين در ميان عموم اقوام عرب سامينژاد نسب هر شخص اصلي عمده شمرده ميشد و رعايت تکاليف خويشاوندي يا همخوني اهميت به سزا ميداشت .
چنانکه قبلا اشاره شد در ميان فرهنگ و هنر مردم باديه نشين و شهر نشين سرزمين عربستان تفاوت چوني و چندي بسيار وجود ميداشته است و اينک در توضيح مطلب به طور خلاصه اضافه ميشود که اگر طوايف و قبايل بيابانگرد و چادر نشين در شرايط زيستي خود صاحب سابقه و سبکي در هنرهاي اصلي نشدند و جز به ساختن بت از چوب و سنگ و طلا و نساجي و بوريابافي و تهيه آبدان و ظروف و وسايلي با چرم و به کارگيري نقوش تزييني و به دور از شکل و هيئت موجودات و جانداران توانايي و توفيقي نيافتند برعکس ساکنان مراکز تمدني که پيش از آغاز هزاره اول ق م و در سده هاي بعد از آن در بخشهايي از شمال و جنوب و شرق شبه جزيره تکوين يافت در هنرهاي معماري و پيکر تراشي و نقش برجسته کاري و نيز در مفرغکاري و سفالگري و انواع صورتسازي و زينتگري پيشرفت شايان يافتند و هنري قوميو متمايز از هنر اقوام مجاور خود به وجود آوردند شرح عمده ترين اين آثار در گزارشي بسيار کوتاه به قرار زير از نظر ميگذرد : از شهر مارب (مارب ) مرکز عمده دولت سبا و واقع در نزديکي سد مارب که خود در آغاز هزاره ق م شاهکار معماري فني و مهندسي براي آبرساني بوده و موجب شگفتي کارشناسان و پژوهشگران امروزي شده است بقاياي پرستشگاهي بزرگ و بيضي شکل اعضاي ساختماني چون ستون و سر ستون به شيوه متمايز جنوب عربستان و قطعات تزييني محراب و سنگتراشي پيکره هاي مرمرين گاو نر سرديسهاي گاو نر ساخته شده با مفرغ پيکره هاي کوچک اندام از گل صورتگري تصوير هاي فردي متوفياني کنده کاري شده بر سنگ مزارشان و برتر از همه پيکره کوچک اندام مفرغيني به بلندي 95 سانتيمتر با پوست پلنگي بر دوش و پشتش سده هفتم ق م که سجيه هنر عربستان جنوبي را عاري از نفوذ يوناني و يا بيگانه بخوبي آشکار ميسازد همين گونه آثار تاريخي و هنري در تيما واقع در شمال غربي عربستان و متعلق به سده هاي هشتم و هفتم ق م مکشوف شده و از کاوشگاه شهر پترا (بطراء) در ناحيه شمال غربي شبه جزيره سنگ مزاري کنده کاري شده به دست آمده است باز در عدن جنوب يمن پيکره پادشاهي متعلق به ميانه هزاره اول ق م و درهمان مرکز تمدن جنوب،کتيبه برچسته
اي به خط عربي رويسنگ [شايدمتعلق به قرن دوم ق م ] يافته شده است. از بخش شرقي عربستان آثار تاريخي قابل ذکري تاکنون دست نيامده است. در پايتخت حضرت موت [تمدن عمده جنوبي عربستان ] پاره مفرغينه هاي لرستان متعلق به سده ششم ق م مکشوف شده است. [نشانه اي از وجود رابطه تجاري ميان ايران وحضرت موت]
در مرکز تمدن جنوب غربي عربستان معماري به خصوص پيشرفت شايان توجه يافت. طوري که هنر پيکر تراشي را با فاصله بسياري پشت سر گذاشت.درجنوب سفالگري مراحل نخستين ماند؛ ولي زرگري ، مفر غگري و جواهر سازيرونق گرفت. چنانگه اشک شد کاميابيهاياعراب جنوبي درساختن استحکامات، سد آبرساني ، جادهها و نيز کارهاي کشاورزي ، پژوهشگران امروزيرا به شگفتي مياندازد. همچنين از ويژگي هاي شيوه هنر خاص ناحيه جنوبي عربستان، که از سرايت هنر بيگانگان و خصوصا يونانيان تا حدي دور بود، حفظ تعادل و تقارن کامل است، و اين همان دو ويژگي است که درکتاب نويسي هاي مکشوف جلب نظر کارشناسان را کرده، برخي از ايشان را بر آن داشته است که خط عربي
را براي خوشنويسي و کتيبه نويسي مساعد ترين خط به شمار آورند .
30
ظهور اسلام و هنر اسلامي
80-
هجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدينه مبدا تاريخ مسلمانان قرار گرفته ، مطابق بوده است با سنه 622 بعد از ميلاد مسيح پس از رحلت پيغمبر اسلام (ص) در 11 هجري قمري خلفاي را شدين ( يا خلفاي اربعه : ابوبکر عمر عثمان حضرت علي عليه السلام ) به جانشيني رسول اکرم در مرکز مدينه رهبري امت مسلمان را به دست گرفتند حضرت علي (ع) با قبول مقام خلافت در سال 36 هق کوفه را پايتخت خود قرار داد ، و با شهادت آن حضرت در سال 40 هق خلافت به معاويه رسيد که از عموزادگان حضرت محمد (ص) بود و پايتخت خود را شهر دمشق در شام منتقل ساخت .
جانشينان معاويه به نام خلفاي اموي بني اميه از 41تا132 هق در مقام خلافت باقي ماندند از آن پس خلافت به دست عباسيان افتاد که بغداد را پايتخت ساختند و تا سال 656 هق به خلافت خود ادامه دادند و در آن سال با هلاکت المستعصم بالله به فرمان هلاکوخان بساط خلافت برچيده شد .
لفظ اسلام در قرآن کريم به معني مطلق دين خدا و نيز خصوصاً به معني دين حضرت محمد (ص) آمده است ؛ و اصل لغوي آن به معني تسليم و رضا به فرمان الله است در مدت 23 سال پس از بعثت و در طول حيات حضرت محمد (ص) اين ديانت در سراسر جزيره العرب اشاعه يافت پس از رحلت رسول اکرم به همت خلفاي راشدين و با پيروزيهاي پياپي جهدگران مسلمان در مدتي کوتاه آيين اسلام از اسپانيا و شمال افريقا و مصر و سوريه و بين النهرين و ايران تا هندوستان و چين و برخي ديگر از نواحي خاور دور را به زير حکومت وحدت بخش خود درآورد .
بنابرآنچه در پيش گذت قوم عرب که در قرن هفتم ميلادي با ايمان توحيدي خود دولت پهناور اسلاميرا بنيان نهادند به طور عموم چادرنشين و بيابانگرد بودند و به جز در پاره اي مراکز تمدن که از اواخر هزاره دوم ق م به بعد در دولتهاي شمالي چون تدمر و نبطي و غساني و نيز دولتهاي جنوبي شبه جزيره چون سبا و سابقه و سبکي در معماري و ديگر هنرهاي اصلي نداشتند ؛ بلکه هنرشان منحصر ميشود به نساجي و بوريابافي و ساختن
بتهاي قبيله اي در هيئت جانور مورد پرستش هر قبيله چون سوسمار گاو سنگ پشت و مانند آن با چوب و سنگ گاهي طلا و نقره و پاره اي هنرهاي دستي با نقوش تزييني و به دور از اشکال طبيعي موجودات .
81-در آغاز تکوين جامعه اسلامينماز خانه عبارت بود از محوطه ساده اي محصور در ديواره هايي از بافته بوريا و اما از نخستين نماز خانه هاي عادي ساخته شده با مصالح صلب معمول در آن دوران کمترين آثاري برجا مانده است ليکن چندان مدتي از رواج اسلام نگذشت که تزيينات گوناگون اسلام تعيين و در مواضع خود جايگزين شدند و به طرزي نسبتاً قابت در هر اقليم و دياري از آن عالم گسترده که ايمان وحدت بخش اسلام را پذيرفته بودند ، به رويش خود ادامه دادند .
...