محل لوگو

نگاهی به مكاتب شرق


نگاهی به مكاتب شرق

نام فایل : نگاهی به مكاتب شرق

فرمت : .doc

تعداد صفحه/اسلاید : 26

حجم : 124 کیلوبایت


نگاهی به مكاتب شرق‏شناسی در اروپا
اولین اقدامات اروپاییان برای مطالعه درباره سرزمین‏های شرقی به خصوص شرق اسلامی به قرن‏های سیزدهم و چهاردهم میلادی همزمان با نهضت ترجمه متون اسلامی به زبان‏های اروپایی بازمی‏گردد كه با تأسیس دانشگاه‏های اختصاصی از قرن هجدهم میلادی این مطالعات به صور ت آكادمیك درآمدند. مطالعات شرق‏شناسی در كشورهای مختلف اروپایی، با توجه به انگیزه‏ها و اهداف مختلف سیاسی، مذهبی و علمی، خصلت و خصوصیات گوناگونی داشته است كه بر این اساس می‏توان آن را به مكاتب متفاوت تفكیك كرد. مقاله حاضر كه ترجمه بخشی از نوشتار دكتر فتح ا لله الزیادی در كتاب «تاریخ الاستشراق الاروبی» است، به این مقوله پرداخته است.
●مقدمه‏
تصور بر این است كه شرق‏شناسی علی‏رغم این كه در محیطهای گوناگون و متعدد صورت گرفته ماهیتی واحد و خصلت‏هایی مشترك دارد و اهداف و انگیزه‏ها و اسباب آن را می‏توان بر هر یك از شرق شناسان و فعالیت‏هایشان در هرجایی تطبیق داد. زیرا شرق‏شناسی پدیده‏ای غربی با ماهیتی تكاملی است كه اگر چه برخی رویكردها و گرایش‏های آن متفاوت هستند، ولی رشته‏های مطالعاتی مختلف آن با یكدیگر توافق دارند. امّا این تصور چندان درست نمی‏نماید. زیرا در عمل مشاهده می‏كنیم مطالعات شرق‏شناسی به لحاظ اهداف و انگیزه‏ها، ماهیت، محتوا و... تفاوت‏هایی با یكدیگر دارند و برای شناخت دقیق‏تر این پدیده لازم است آن را در قالب مكتب‏هایی تقسیم بندی كرد. البته این كار به سبب كم بودن منابع و مصادر قابل دسترس بسیار دشوار است و حتی كسانی كه تاریخ شرق‏شناسی را رقم زده‏اند به آن راه نیافته‏اند و اغلب تحق یقاتشان را به بررسی انتقادی و تحلیلی فعالیت‏های شرق شناسان متمركز كرده‏اند. در این میان برخی هم به دسته بندی مكاتب شرق‏شناسی توجه نموده‏اند مثلاً بعضی از محققان، شرق شناسان را در سه مكتب جای داده‏اند.
۱. مكتبی كه به مباحث قرآنی اختصاص دارد.
۲. مكتبی كه به پیامبر اسلام مربوط است.
۳. مكتبی كه به تاریخ عربی - اسلامی اختصاص یافته است.۲
البته این تقسیم بندی قابل اعتماد نیست، زیرا به شرق‏شناسی از این منظر كه فقط مربوط به اسلام و مسلمانان است، نگریسته است و این پذیرفتنی نیست، زیرا شرق‏شناسی حوزه‏ای وسیع‏تر است كه همه فعالیت‏هایی را كه به شرق مربوط می‏شود، در بر می‏گیرد خواه اسلامی باشد ی ا غیر اسلامی، دینی باشد یا زبان‏شناسی و یا هر گونه‏ای دیگر.
از كسان دیگری كه به این امر توجه داشته‏اند نجیب العقیقی [نویسنده مصری ]است كه فصلی از كتابش، المستشرقون، را در چاپ اوّل به این موضوع اختصاص داده بود و شرق‏شناسی را به دو مكتب منتسب كرده بود:
۱. مكتب سیاسی كه در حوزه ادبیات به معنای كلّی آن تحقیق می‏كند.
۲. مكتب باستان‏شناسی كه به آثار و ابنیه بازمانده از گذشته توجه دارد.۳
با این حال او در بقیه كتابش به بررسی شرق شناسان بر اساس تقسیمات كشوری و جغرافیایی پرداخته و البته به ویژگی‏ها و خصوصیات مناطق و محیطهای فعالیت این شرق شناسان توجه نداشته و فقط تلاش خود را به ذكر نام شرق شناسان و آثارشان متمركز كرده است. به طوری كه كتاب او عبارت است از فهرستی بزرگ، مشتمل بر نام شمار زیادی از مردانی كه در حوزه شرق‏شناسی ظهور كردند. بدین ترتیب عقیقی به تقسیم بندی جغرافیایی روی آورده و از تقسیم اول خود صرف‏نظر نموده است. به طوری كه چاپ بعدی كتاب وی فاقد فصلی خاصّ درباره مكاتب شرق‏شناسی و ت قسیم‏بندی آنهاست. در واقع جای دادن شمار زیادی از شرق شناسان كه دارای نژادهای مختلف، زبان‏های متفاوت و گرایش‏های متنوع و اهداف متعدد بودند، در یك تقسیم منسجم كاری بس دشوار است و به نظر می‏رسد، تقسیم‏بندی آنان براساس تقسیمات جغرافیایی - كشوری - میسّرتر باش د. از این رو در ادامه به بررسی مكاتب شرق‏شناسی و ویژگی‏های آن‏ها در قالب همین تقسیم بندی خواهیم پرداخت.
●مكتب بریتانیا
انگلستان از دوران بسیار قدیم با مشرق زمین در ارتباط بود و این ارتباط به سالهای پیش از ظهور اسلام باز می‏گردد. به طوری كه بعضی ذكر كرده‏اند، روابط ایرلندی‏ها با نواحی شرقی از نیمه قرن سوم میلادی آغاز گردید، یعنی زمانی كه گروهی از راهبان جهانگرد مسیح ی در سفر خود به اراضی مقدس به مصر، سوریه و فلسطین وارد شدند. امّا با وجود این سفرهای قدیمی، نوشته‏های انگلیسی‏ها درباره شرق فقط در قرن اوّل هجری/هفتم میلادی ظاهر شدند یعنی زمانی كه «ویلبلاد»۴ جهانگرد انگلیسی مطالبی درباره سفرش به سرزمین‏های عربی نوشت و ا ز آن پس دیگر زائران و تاجران و مسافران كه به شرق سفر می‏كردند از وی پیروی كرده به نوشتن شرح سفرهایشان دست زدند.۵
شرق‏شناسی انگلیسی دارای ویژگی‏های خاصّی بود در واقع، شرق‏شناسی بریتانیایی برخاسته از انگیزه‏های ذاتی بود كه در تماس و ارتباط دانشمندان انگلیسی با اندلس و صقلیه به منظور آموختن زبان عربی و آگاهی از فلسفه یونانی در خلال آثار ترجمه شده به عربی در این زمینه ، جلوه‏گر شد. این انگیزه‏ها به تدریج به انگیزه‏های دینی تغییر یافتند كه هدف آنها فعال‏سازی نهضت اعزام هیئت‏های تبشیری همراه با آموختن زبان عربی و برخی علوم دینی بود و در نهایت در شرق‏شناسی انگلیسی انگیزه‏های استعماری بروز كرد كه در روابط نظامی و استعماری انگلستان در كشورهای شرقی تجلّی یافت. بدین ترتیب دو هدف مسیحی‏سازی شرق و استعمار نقش بارزی در تعیین مسیر و حركت شرق‏شناسی انگلیسی بازی كردند.
مطالعات شرق‏شناسی انگلیسی، بر زبان عربی و آن چه كه با ادبیات و بلاغت و نقد ادبی و دیگر علوم مربوط به زبان عربی مرتبط بود، متمركز شده بود. دانشگاه‏های كمبریج و آكسفورد مهم‏ترین مراكزی بودند كه شرق‏شناسی انگلیسی در آنها پا گرفت و رشد یافت. شماری از شرق شن اسان انگلیسی به طرق مختلف به عنوان اعضای فعال به مجامع مطالعات زبان عربی راه یافتند كه از آن جمله می‏توان مارگلیوث‏۶، نیكلسون‏۷ و آلفرد گیوم‏۸ را نام برد. هم‏چنین در بسیاری از دانشگاه‏های انگلستان كرسی‏های مطالعات شرقی تأسیس شدند و شمار آموزشگاه‏ها و مؤس ساتی كه به مطالعه در خصوص زبان عربی می‏پرداختند، فزونی یافت و در كنار آن‏ها تعداد كتابخانه‏ها و چاپخانه‏هایی كه در انتشار كتاب‏ها و نشریات مربوط به مطالعات شرقی فعالیت داشتند، زیاد شدند. در این قرون اخیر هم توجه شرق شناسان انگلیسی به مطالعات اسلامی در زم ینه‏های مختلف، افزایش یافت.
با توجه به اهداف تبشیری و استعماری انگلستان تحقیقات و توجهات شرق شناسان انگلیسی به برخی سرزمین‏های شرقی مانند هندوستان، مصر و شام معطوف گردید. و در همین راستا برخی شرق شناسان این كشور در كارهای نظامی و دیپلماسی وارد شدند و شماری از آنان به عنوان كارمند یا مستشار سیاسی یا نظامی در وزارت خانه امور خارجه یا وزارت مستعمرات به كار پرداختند مثلاً ریچارد بورتون (۱۸۲۱-۱۸۹۰ م) شرق شناس مشهور انگلیسی كه پس از تحصیل در آكسفورد به خدمت ارتش بریتانیا در هند درآمد و به بسیاری از كشورهای عربی سفر كرد و از حجاز و شهره ای مقدس آن دیدار نمود و مدتی كنسول انگلستان در سوریه بود.۹ هم‏چنین چارلز مورواتسون (۱۸۴۴-۱۹۱۲ م) فارغ التحصیل دانشكده دوبلین در رشته علوم عربی و زبان‏شناسی كه مدت‏ها در ارتش بریتانیا در مصر خدمت كرد.۱۰ همین طور اكتشاف نفت در برخی كشورهای اسلامی در افزایش توجه انگلستان به شرق و در نتیجه افزایش آمورشگاه‏ها و مؤسساتی كه به آموزش و مطالعه زبان‏های شرقی و در رأس آنها عربی اهتمام داشتند، تأثیر بسزایی داشت.
●مكتب آلمان‏
ارتباط آلمان با شرق به قرن دهم میلادی می‏رسد، یعنی زمانی كه اوتو امپراتور آلمان در سال ۹۵۶ میلادی راهبی را با نام یوحنا به عنوان سفیر خود به نزد عبدالرحمن الناصر (۳۰۰-۳۵۰ ه/۹۱۳-۹۶۳ م) حاكم مسلمان اندلس روانه كرد و الناصر نیز به نوبه خود یكی از كشیش ‏های سرزمینش را به عنوان سفیر به دربار امپراتور آلمان فرستاد.۱۱ امّا اولین آلمانی كه به تدریس زبان عربی توجه كرد، كرستمنا (۱۵۵۴-۱۶۱۳ م) بود كه كتابی را برای آموزش زبان عربی و چگونگی نوشتن به این زبان تدوین كرد.۱۲ به دنبال او شرق شناسان آلمانی به فعالیت د ر مطالعات عربی و اسلامی روی آوردند. در خصوص شرق‏شناسی آلمانی دو نكته قابل توجه است كه اكثر محققانی كه به بررسی شرق‏شناسی آلمانی پرداخته‏اند به آن اشاره كرده‏اند و این دو نكته عبارتند از: ۱. آلمان در كشورهای عربی مستعمراتی نداشت از این رو شرق‏شناسی آلمانی از یوغ مسائل سیاسی آزاد بوده است. ۲. آلمانی‏ها فعالیت‏های تبشیری و مسیحی‏سازی نداشتند، لذا شرق شناسان آلمانی از دست كاری و تحریف در تاریخ اسلام مبرّی هستند.
این دو نكته نیاز به دقت و تأمل بیشتری دارند، زیرا به نظر می‏رسد بر مدارك و اصول علمی استوار نیستند. در خصوص نكته اوّل اگر شرق‏شناسی را به مفهوم عام آن در نظر بگیریم یعنی هر فرد غیر مسلمانی كه درباره اسلام مطالعه می‏كند و در یكی از شاخه‏های علوم اسلامی ت خصص می‏یابد و در مفاهیم آن‏ها دست اندازی و دست كاری می‏كند، می‏توان قسمت اوّل آن - یعنی این كه آلمان مستعمراتی در كشورهای عربی و شرق نداشت - را پذیرفت امّا اگر شرق‏شناسی را به مفهوم دانشگاهی آن در نظر بگیریم، یعنی هر غربی كه به مطالعات شرقی توجه دارد، هم ین را هم نمی‏توانیم بپذیریم زیرا كشور آلمان هم در مشرق زمین مستعمراتی داشت و منافع مختلفی در آنها برای خود فراهم ساخته بود و مناطق وسیعی از افریقا و آسیا تحت استعمار این كشور قرار داشتند. امّا درباره قسمت دوم این نكته یعنی رها بودن شرق‏شناسی آلمانی از یو غ سیاست؛ شاید در خصوص شرق‏شناسی قدیمی آلمان درست باشد ولی در ادوار متأخر بدون شك شرق‏شناسی به نحوی مطیع سیاست شد و به خصوص اگر به قضیه اكتشاف نفت در كشورهای شرقی و به دنبال آن دگرگونی روابط آلمان با شرق توجه كنیم، این امر بعید به نظر نمی‏رسد. امّا درباره نكته دوم می‏توان گفت اصلاً درست نیست و سخنی بدون تعمق در تاریخ آلمان و نهضت شرق‏شناسی در آن كشور می‏باشد و بنابه دلایل زیر می‏توان آن را رد كرد:
۱. به طور قطعی ثابت شده كه آلمان انجمن‏های تبشیری داشته كه به تقویت مادی و معنوی نهضت مسیحی‏سازی شرق می‏پرداختند. و یكی از مهم‏ترین گردهمایی‏های تبشیری كه گردهمایی استعماری نامیده می‏شد در آلمان برگزار شد. در یكی از سخنرانی‏های این گردهمایی تأكید شده بو د كه مبشران مسیحی خودشان را وقف فعالیت درباره اسلام و تحقیق در شئون مستعمرات آلمانی كرده‏اند و لازم است در عین مدارای با اسلام حتی‏الامكان برای جلوگیری از انتشار آن در مستعمرات آلمان تلاش شود.۱۳
۲. بعضی مصادر تأكید دارند كه بسیاری از شرق شناسان پیشگام آلمانی نزد شرق شناسان فرانسوی و به خصوص سیلوستر دوساسی‏۱۴، شخصیتی كه همگان نقش او را در فعالیت‏های تبشیری و دینی می‏دانند، شاگردی كرده‏اند و از این طریق شرق شناسی آلمانی تحت تأثیر اندیشه‏های تبشیر ی فرانسوی قرار گرفت.
از این رو با توجه به علل مذكور نمی‏توان دو نكته یاد شده درباره ویژگی شرق‏شناسی آلمان را پذیرفت، امّا می‏توان به برخی خصلت‏های دیگر آن اشاره كرد. شرق شناسان آلمانی به پشتكار و صبر و حوصله معروف هستند. فعالیت‏های آنان به قدری پیگیر و دامنه دار بود كه برخی از ایشان در اثر كثرت مطالعات و تحقیقاتشان به بیماری یا عوارض جسمی مبتلا می‏شدند مانند ووستنفلد۱۵ كه به سبب مطالعه بسیار بینایی خود را از دست داد. برخی دیگر نیز همه عمر خود را در راه تحقیق و بحث و مطالعه در این زمینه سپری كردند و حتی شخصیتی مانند یوهان ر ایسكه‏۱۶ شهید ادبیات عرب نامیده شد. احمد امین نویسنده مصری اظهار داشته كه آلمانی‏ها به دقت در تحقیق و صبر و حوصله و توانایی در گرد آوری جزئیات پراكنده و به دست دادن دقیق‏ترین و عمیق‏ترین نتایج از آنها معروف هستند.۱۷ از مهم‏ترین وجوه تمایز شرق‏شناسی آلمان ی توجه آن به تاریخ و فرهنگ قدیم مشرق زمین و سرزمین‏های اسلامی است. و نشانه بارز آن تمركز زیاد بر فعالیت‏های مربوط به انتشار میراث فرهنگ اسلامی است. به حدّی كه به گفته صلاح الدین منجّد محال است، آثاری را كه یك شرق‏شناس آلمانی ارائه داده است یك مجمع علمی ب تواند عرضه كند.۱۸
آغاز شرق‏شناسی آلمانی در مقایسه با دیگر كشورهای اروپایی خیلی دیرتر بود و تا قرن هجدهم میلادی اساساً فعالیت قابل ذكری برای شرق‏شناسان آلمانی نمی‏توان سراغ داد و در واقع فعالیت‏های آنان از این زمان به بعد بود. شمار زیادی از اولین شرق شناسان آلمانی شاگردان شرق‏شناس بزرگ فرانسوی، سیلوستر دوساسی بودند كه شیوه كار او را به كشور خود آوردند. بدین گونه می‏توان نوع فعالیت‏های شرق‏شناسی آلمانی كه متمركز بر زبانشناسی بود و تأثیرپذیری آن از انگیزه‏های دینی را ردیابی كرد. این شرق شناسان تحت تأثیر استاد خود توجه خاصی به زبان و ادبیات عرب داشتنتد به طوری كه تا اوایل قرن نوزدهم میلادی توجه آنها فقط به مطالعات زبانشناسی و ادبی معطوف بود، و بر همین اساس بیش از شرق شناسان دیگر كشورها به تهیه معجم‏های عربی یا عربی - لاتینی و یا عربی - آلمانی، همت گماشتند. در این حوزه نام‏ های زیادی از دانشمندان آلمانی به چشم می‏خورد مانند فریتاج‏۱۹ (۱۷۸۸-۱۸۶۱ م)، نلدكه‏۲۰ (۱۸۳۶-۱۹۳۰م)، هانس ویر۲۱ و كسان دیگر. شرق شناسان آلمانی هم‏چنین بیش از دیگران به تهیه فهرست مخطوطات عربی و اسلامی دست زدند و كارهای آنان در این زمینه بسیار دامنه دار بود حتی مثلاً بروكلمان مدتی حدود نیم قرن را برای تهیه كتابش - تاریخ ادبیات عرب - صرف كرد.۲۲ اهتمام شرق شناسان آلمانی در این امور به گونه‏ای بود كه برخی تحت تأثیر انگیزه‏های درونی - كه ویژگی‏های آلمانی‏ها به شمار می‏رود - با سرمایه و امكانات شخصی خود به نشر و چاپ متون و نصوص عربی - اسلامی دست زدند، در حالی كه دیگر محققان غربی در این زمینه بسیار ممسك هستند. همین انگیزه‏های درونی گاه برخی از آنان را به حدّی سوق می‏داد كه بیش از ۵۰ زبان و لهجه مختلف را فرا می‏گرفتند. مانند فریدریش روكرت شرق شناس و شاعر آلمانی كه به شعر و ادبیات عربی توجه خاصّ داشت و بخشی از قرآن را ترجمه كرد.۲۳ یكی از عواملی كه شرق‏شناسی آلمانی را در قرن نوزدهم به سوی زبان‏شناسی سوق داد كشف نفت در برخی كشورهای شرقی و گسترش روابط تجاری آلمان با كشورهای عربی بود به گونه‏ای كه فعالیت‏های شرق‏شنا سی به سوی تحقیق در لهجه‏ها و زبانهای محلی به عنوان وسیله‏ای برای تحكیم روابط این كشورها كشیده شد و بر آن تمركز یافت.
با توسعه مطالعات شرقی در آلمان، شماری از شرق شناسان آلمانی به عضویت در مجامع زبان‏شناسی درآمدند و بعضی دیگر به تدریس در دانشگاه‏های مختلف پرداختند و حتی برخی در دانشگاه‏های كشورهای عربی به خصوص در مصر به تدریس مشغول شدند مانند لیتمان‏۲۴ (۱۸۷۵-۱۹۵۸ م) و برگستراسر۲۵ (۱۸۸۶-۱۹۳۳) و پل كراوس‏۲۶ (۱۹۰۴-۱۹۴۴ م). به تدریج شرق شناسان آلمانی به رشته‏های دیگری هم روی آوردند از جمله توجه آنان به باستان‏شناسی و حفاری در مناطق تاریخی معطوف گردید و حتی در برخی كشورهای عربی به خصوص در بیروت و قاهره و بغداد آموزشگاه‏های ی بدین منظور برپا كردند. از ابتدای قرن نوزدهم شرق‏شناسی آلمانی بر مطالعات اسلامی متمركز گردید و از همین زمان مطالعات اسلامی (اسلام‏شناسی) در آلمان پی‏گیری می‏شد. بدین ترتیب مكتب شرق‏شناسی آلمانی به سبب تمركز بر مطالعه در بلاد عربی و دین اسلام بدون توجه ب ه دیگر زبان‏ها و دین‏های شرقی با دیگر مكاتب شرق‏شناسی تفاوت یافت.
...


مبلغ قابل پرداخت 27,500 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

  انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 128

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما