
نام فایل : آيين ها ی دین زرتشت 40 ص
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 22
حجم : 139 کیلوبایت
1ـ آيين ها و رسم هاي ديني
آيين سدره پوشي
برابر با يك روش كهن و پذيرفته شده باستاني، همه جوانان دختر و پسر بايد آيين سدره پوشي را انجام دهند تا زرتشتي شناخته شوند. درباره سني كه آيين بايد انجام شود، ديدگاه هاي چندي وجود دارد. برخي انجام آن را هنگامي كه جوان به سن بلوغ رسيده و توانايي شناخت خوب از بد را دارد، سفارش مي كنند و برخي ديگر انجام آن را پيش از رسيدن به سن بلوغ لازم مي دانند. امروز در ايران كودكان را بين سنيني هفت و يازده سدره پوش مي كنند.
سدره پوشي به منزله زايش نوين است در دين. اين آيين را «نوزاد» و «نوزات» هم مي خوانند. نوزاد يعني دوباره متولد شدن و نوزات يعني افزوده شدن يك پرستنده دين، «زات» از يسن به چم پرستش است.
اهميت سدره پوشي از پيوكاني (ازدواج) كمتر نيست. آيين ديني بايد در بامداد انجام شود ولي امروز در ايران، به دلايل عملي، پس از نيمروز برگزار مي شود.
سدره و كشتي بايد به رنگ سفيد باشد، و دگمه و فلز در آن كار نرود. سدره از پارچه نخي نازك فراهم شده و نخستين جامه اي است كه بدن را مي پوشاند.
سدره پيراهني است گشاد و بي يقه و با آستين هاي كوتاه و داراي دو كيسه بسيار كوچك است يكي در جلو سينه و نزديك قلب است كه «گريبان» خوانده مي شود و ديگري در پشت كه «گُرده» ناميده مي شود. اين ها نمادي «سمبليك» هستند.
«گُرده» نشانه مسئوليت ها و وظيفه هايي است كه هر كس به عهده دارد و بايد به درستي انجام دهد، و «گريبان» كه «كنسه كرفه» يا كيسه «كارنيك» هم خوانده مي شود. يادآور است كه همه كردارهاي خوب رويهم انباشته شده و آدمي را به خوشبختي مي رساند. نزديك به قلب بودن آن، نشانه ايست كه كارهاي نيك بايد از روي بارو، و با صفا انجام شود. سفيدي و نبودن هيچ چيز خارجي در آن، نشانه پاكي و سادگي اخلاق است. سدره نُه دَرز دارد. دو درز دو طرف كه جاي دوخت دو بخش جامه (بخش سينه و بخش پشت) به هم است، نشانه يگانگي ميان پدر و مادر.نياكان (پشت آدمي) و فرزندان با يگانگي ميان پيران و جوانان است. دو درزي كه آستين ها را به پيراهن مي دوزد، يادآور كار و كوششي است كه بايد با هر دو دست و با همه نيرو انجام گيرد. دو درزي كه گريبان و گرده را به سدره مي چسباند نشانه وظايف و اعمال انسان است. دو درز كوچك در پايين و در كنار دو درزي كه پشت و سينه را با هم يكي مي كند نشانه همبستگي برتران و كهتران، و چيزداران و بي چيزان است و يادآور آن است كه هر كس بايد هميشه به ياد كهتران و ضعيفان باشد. سرانجام درزي كه در پايين سدره به شكل دايره گرداگر جامه هست، نشانه آن است كه ما از سوي اهورامزدا به اين جهان آمده ايم و سرانجام به او برمي گرديم. هستي يك مدار بسته و فراگير است.
كُشتي از پشم بره سفيد فراهم آمده و اشاره به آن است كه آدمي بايد چون بره سودمند، بي گناه و بي آزار باشد. كشتي از هفتاد و دو نخ بافته شده كه نماينده 72 بخش گات هاست. هر دوازده نخ به هم بافته شده كه نماينده دوازده ماه سال است و شش دسته حاصل از آن، نمادي است از شش امشاسپندان كه بايد الگوي رفتاري ما باشند. هر دو دسته دوازده نخ در انتهاي كشتي با هم جمع شده و در هر انتها، سه منگوله درست مي شود كه نماينده انديشه و گفتار و كردار نيك است. بستن كشتي به كمر يادآور اينست كه زرتشتي بايد هميشه آماده خدمت به مردمان و آفرينش باشد كه همان خدمت به خداست. در هنگام بستن كشتي به كمر نماز «يَتااَهو» (گره زدن در هنگام زمزمه جمله دوم نماز «يَتااَهو» انجام مي شود) و «اَشِم وُهو» (گره زدن در هنگام زمزمه جمله دوم صورت مي گيرد) زمزمه مي شود. كشتي سه بار به نشانه انديشه و گفتار و كردار نيك دور كمر مي گردد. در دور دوم، دو گره در جلو ضمن خواندن «يَتااَهو» و در دوره سوم، دو گره در پشت در ضمن خواندن «اَشِم وُهو» بسته مي شود. گره ها نشان استواري در پيمان دين است. هر زرتشتي در هنگام بستن كشتي، پيمان خود را با اهورامزدا به ياد آورده و آن را تجديد مي كند.
كودكي كه مي خواهد سدره پوش شود، بايد به موبد نشان دهد كه نمازهاي «سروش باج»، «كشتي»، گواهي پذيرش دين «تندرستي»، «برساد» و به ويژه بخش هاي «اشم وهو»، «يتااهووئريو»، «كيم نامزدا»، و
…
را مي تواند از حفظ بخواند.
آيين سدره پوشي وسيله موبدان انجام مي گيرد. پيش از آغاز آيين، داوطلب بايد همه بدن خود را به خوبي شستشو داده و در آغاز آيين با خواندن نماز كوتاه «پذيرش دين» آمادگي خود را براي پذيرش مسئوليت هاي ديني به آگاهي حاضرين برساند. پس از آن موبد در حالي كه نماز اَهونَوَد (يتااهو ويريو) را مي خواند، سدره را به داوطلب مي پوشاند. در اين مراسم داوطلب و پدر و مادر او و همه كساني كه در آيين حضور دارند نماز يتااهو را با موبد مي خوانند. پس از آن داوطلب همراه با موبد نماز «نيرنگ كشتي» را خوانده و موبد كشتي را به كمر داوطلب مي بندد. پس از پايان مراسم داوطلب نماز كوتاه «جَسه مي اَوَنگَهِه مَزدا» را مي خواند، معني آن اين است: «اي اهورامزدا به ياري من آ. من پرستنده يك خدا، اهورامزدا، هستم. من زرتشتي ام و با باور كامل آن دين را مي پذيرم. من انديشه و گفتار و كردار نيك را مي ستايم. من دين زرتشتي را كه استواركننده هم آهنگي و آشتي و دوركننده ناهم آهنگي و دشمني است مي پذيرم. ديني كه از همه اديان و روش هاي زندگي چه آنان كه در گذشته بوده و چه آن ها، كه در آينده آيد بهتر و والاتر است. ديني كه زرتشت آورنده آن است.» و خواندن اين نماز نشانه آن است كه داوطلب رسماً زرتشتي شده و پذيرش مسئوليت كرده است. او پيمان مي گذارد كه هيچ گاه از «اشا» سر باز نزند، و انديشه، گفتار و كردار نيك را الگوي رفتاري خود كند. پس از آن موبد نماز تندرستي را براي داوطلب خوانده و دانه هاي برنج و انار و كشمش و بادام و شيريني، كه همه نمادي از فراواني، دست فراخي و خوشبختي است روي سر جوان تازه زرتشتي شده مي ريزد و خويشاوندان و دوستان او، هدايائي به او مي دهند.
بدون دودلي بايد گفت و پذيرفت كه آيين سدره پوشي، تجسمي از بنيادهاي انديشه اي دين، و پيماني است كه جوان مي بندد كه نسبت به بنيادها و ارزش هاي اخلاقي دين پا بر جا و وفادار بماند. آيين سدره پوشي زيباست و به جوان زرتشتي نشان مي دهد كه در پيمودن راه راستي تنها نيست و ديگر زرتشتيان و اشوان هم، همسفر او هستند.
آيا پوشيدن سدره و كشتي بايد اجباري باشد؟
در دين زرتشتي هيچ چيز اجباري نيست. در همه كارها بايد با خرد و وجدان رايزني كرد. باور دارم كه هر زرتشتي كه در اين باره با خرد و وجدان خود مشورت كند، كوشش خواهد كرد تا آن جا كه شدني است سدره و كشتي با خود داشته باشد. «سدره و كشتي» سند ظاهر زرتشتي بودن است، شناسنامه ديني است. همان گونه كه «گذرنامه» سند ظاهري وابستگي سياسي به يك ملت و يا «كارت اقامت» سند ظاهري زيستن در كشور معين است، همان گونه هم «سدره و كشتي» سند ظاهري وابستگي ديني شخص به گروه زرتشتيان است. «سدره و كشتي» نماد استواري در دين است. زرتشتيان، در كشورهاي مختلف در همه دنيا اقامت دارند. «گذرنامه» و «كارت اقامت» آن ها با هم تفاوت دارد. بگذاريد اين «شناسنامه ديني» را حفظ كنيم و يكديگر را بشناسيم.
آيين پيوكاني
پيوكاني، كاري نيك است. بنيادي است كه يك زن و يك مرد با به نام «همسر» به هم وابسته مي كند تا توانايي شان در سازندگي و پيشرفت آفرينش رسايي يافته، شادي شان افزوده شود، و خوشبختي شان بيشتر گردد. بنياد پيوكاني «زناشويي» بايد بر پايه هاي خرد، دوست داشتن، همكاري.و دلبستگي به سازندگي استوار باشد و از ناداني، هوس خودخواهي، و ويرانگري به دور باشد.
در اين كه در سنت زرتشتي، پيوكاني، نيكو و ستوده است، گفت و گويي نيست. در كتاب ادبيات مذهبي ونديداد آمده است كه زرتشت از اهورامزدا پرسيد: «اي خداوند، چه جايي در اين جهان بهترين است؟» و اهورامزدا پاسخ داد: «آن جا كه مرد ديندار خانه و كانوني مي سازد كه در آن آتش، گله، زن، فرزندان، و پيروان و ياران خوب گرد آيند.» پيوكاني تا آن جا پسنديده است كه به زرتشتيان سفارش شده، به همدينان خود ياري كنند تا بتوانند همسري را كه مي خواهند برگزينند و پيوند همبستگي بندند، باز در «ونديداد» آمده است كه «اگر همديني، برادري يا دوست، به شما روي آورد كه او را در كار برگزاري پيوند همسري ياري كنيد، همراهي خود را دريغ مورزيد تا با همسري كه با خود برگزيده آئين پيوكاني انجام دهد.» بنا به گفته هرودوت، در زمان هخامنشيان، دولت به مردم كمك مالي مي داد تا بتوانند همسر برگزينند و پيوند كنند، داشتن فرزند هم در زمان هخامنشي اهميت فراوان داشت. داريوش براي كساني كه كتيبه هاي او را محافظت كنند، از اهورامزدا بركت فرزند خواستار است. پادشاهان هخامنشي به خانواده هايي كه فرزند بسياري داشتند جايزه مي دادند.
درباره چگونگي گرفتن همسر، باز ترديدي نيست كه پايه آن بر آزادي گزينش است و در همه جا سفارش شده است كه دختر و پسر با رايزني با خرد (وهومن) و اشا (راستي و پاكي) همسر خود را انتخاب كنند. هنگامي كه پوروچيست، دختر زرتشت، مي خواهد همسري برگزيند، پدرش به او چنين مي گويد:
«آن كسي را به همسري برگزين كه خرد تو، به آن فرمان دهد.» و در جاي ديگر اشو زرتشت به دختران و پسران تازه عروس و تازه داماد چنين اندرز مي دهد:
«اي تازه عروسان و اي تازه دامادان دين را درست دريافته، راه زندگي را با منش نيك بپيماييد، بكوشيد در راستي و درستي از همسر خود پيش گيريد، تنها در چنين حالتي است كه زندگاني پديد آمده از پيوند همسري بر هر دوي شما شادي بخش بوده و با كاميابي دمساز خواهد بود.»
شواهد بسياري هست كه تساوي زن و مرد را در پيوند همسري نشان مي دهد. خود واژه پيوكاني، پيوند همسري، نشانه اين برابري است. گذشته از اين كه اشو زرتشت در گات ها به دختران و پسران در يك سطح سخن مي گويد، سن همسري براي دختر و پسر مساوي و پانزده سال بوده است.
آن گونه كه از دادستان دينيك بر مي آيد، در ايران باستان پنج گونه پيوكاني بوده است كه بر دو پايه ي استوار، همبستگي خانوادگي و ديگري پايداري نام خانواده بوده است.
همبستگي
...